2009 Oktyabrın 6-da Azərbaycanın iki tanınmış yazarı, Dr. Riza Bəraheni və Anar Rıza, Bakı şəhərində, Azərbaycan Yazıçılar Birliyində görüşdülər.
Yazıçılar Birliyində çekilən şəkildə gördüm onları. İki yazıçımızı yan-yana, eyni resimdə görmək arzım imiş mənim. Bunu daha öncə heç bilməmişdim.
Doktor Bərahəni'nin yazılarını Anar'ınkılardan daha öncə oxumuşdum. Əsərlər Farsca yazılsaydılar da Azərbaycan Türklüyünü o əsərlərin tamaında hiss etmişdim. "Razha-ye Sərzemin-e Mən" gerçəkdən də "Mənim Yurdumun Sırları"ndan bəhs etmişdi. Azərbaycan Türklüyünü "Razha-ye Sərzemin-e Mən", "Avaz-e Koştegan" və "Azadə Xanım və Nevisənde-əş" romanlarının sətir-sətirində oxumuşdum.
Və sonra Anar'ın "Mən, sən, o və Telfon", "Asqılıqda işləyən qadının söhbəti" və başqa hikayələrindən oxudum. Ondan öncə ana dilimin, Azərbaycan Türkcəsinin ən qiymetli klasik əsərlərindən oxumuşdum. Ancaq Anarı oxuduqdan sonra Azərbaycan Türkcəsində elə modern, elə yeni bir əsərləri görmək məni həm şaşırdıb həm də sevindirərək aydın gələcəyə umudlu etmişdi.
Bu gün Anar Riza və Riza Bərahenini yan-yana gördüyümdə, ürəyim açıldı. Yazıçılarımı bir yerdə gördüm.
İki yazıçımızı: biri Güneydən, biri Quzeydən.
6 Oktiyabr 2009
Əlirza Quluncu
... بنا به گزارشها در مورد هویت تمام بازداشت شدگان بعد از کتک زدن آنها تحقیق می شود. عده ای از بازداشت شدگان که مأموران آنها را با عنوان «تجزیه طلبان با سابقه» و «پان تورکیستها!» صدا می کرده اند به مراکز دیگر منتقل شده اند. اینها عمدتا کسانی هستند که سابقه شرکت و یا دستگیری در اعتراضهای روز جهانی زبان مادری٬ آغاز مدارس٬ اعتراضات خردادماه آذربایجانیها و مراسمهای ۲۱ آذر را داشته اند.
گزارشهای مفصلتر را در اورمونیوز بخوانید.
کشته شدن دو نفر در حوادث خونین ارومیه
حمله مأموران یگان ویژه به یک خوابگاه دخترانه در ارومیه
فشار بر هنرمندان آذربایجانی برای امضاء نامه بر علیه اعتراضات اخیر
همچنین دهها تن از فعالان آذربایجانی در روزهای قبل از انتخابات نیز دستگیر شده و در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات تحت شکنجه قرار گرفته اند. بسیاری از این دستگیر شدگان از جمله یک استاد دانشگاه به نام علیرضا فرشی (سیما دیدار همسر علیرضا فرشی هم هنگامی که برای ملاقات او رفت بازداشت شد) که به خاطر اعتراض به جوک توهین آمیز رئیس جمهور سابق ایران محمد خاتمی به آذربایجاینیها٬بازداشت شده اند٬ هنوز هم در حبس در شرایط سخت به سر می برند.
فعالان آذربایجانی از سکوت اصلاح طلبان در این خصوص و حتی حمایت ضمنی برخی از آنها از این سیاستهای تبعیض آمیز٬ انتقاد می کنند. این موارد موجب شده است که ترکهای آذربایجان به طور همه جانبه و با تمام قوا در این اعتراضات ظاهر نشوند.
آذربایجان میلی فعاللارینین دوزه نله مه شوراسی٬
تشکیلاتلانماغا دوغرو قوجامان بیر آددیم
علیرضا قولونجو
«آذربایجان میلی فعاللارینین دوزه نله مه شوراسی» قورولدوقدان سونرا ایران اسلام جمهوریتی ۱۰-جو جمهور باشقانلیغی سئچیملری ایه علاقه لی نئچه بیاننامه یاییملایاراق چوخ دوغرو و حساب اولونموش موناسیبتلر بیلدیرمیشدیر.
اصلینده بو شورانین سادجه تشکیل اولماسی باشلی باشینا میلی - مدنی حرکتیمیزده تشکیلاتلانماغا دوغرو آتیلان قوجامان بیر آددیمدیر.
ایراندا فعالیت گؤسترن قروپلار و تشکیلاتلار و یا ایرانین دیشیندا اولان قروپلارین اؤلکه ایچینده کی اوزانتیلاری٬ تمثیل ائتدیکلری توپلوم و سیاسی حرکتلرین منفعتلرینی قورویوب و اؤلکه ده باش وئرن سیاسی اولایلاردا بیر بوتون اولاراق سیاستلرینی سرگیله رکن٬ گونئی آذربایجان میلی - مدنی حرکتینین بو اولایلار قارشیسیندا بوتون بیر سیاست سرگیله مه دییندن بیر چوخ فورصتلر و شانسلاری ایتیردییمیز آز اولمامیشدیر.
ایراندا ۱۰-جو جمهور باشقانلیغی آدایلارینین غیر رسمی اولاراق سئچیم کامپانیالارینی باشلاتدیقلاریندان سونرا٬ آذربایجان میلی فعاللارینین ـ کئچن ایللرده کی ایله تام فرقلی اولاراق ـ داها گوجلو٬ داها بوتون و داها منطیقلی اولاراق سئچیم معادیله لرینی ائتگیله مک اوچون گؤستردیکلری چابالار و الده ائتدیکلری باشاریلاری گؤرمک چوخ دا چتین دئییلدیر. بو باشاریلارین ان اؤنملیسی اولان٬ بیر چوخ تانینمیش فعال و درنه یین دسته یینی قازانان میلی دوزنله مه (کوردیناسیون) شوراسی نین ائتگیسی سادجه بو سئچیملرله قالماییب گله جکده الده ائده جه ییمیز باشاریلارین دا تملی اولاجاقدیر٬ دئیه اینانیرام.
۶ ایون ۲۰۰۹
کانادا٬ تورونتو
علیرضا جوانبخت
بعد از انتشار ویدیوئی که در آن بازیچه گشتن شخصیت و غرور انسان آذربایجانی را به عنوان ابزار خنده و تفریح حجت الاسلام خاتمی رئیس جمهور سابق ایران و یاران اصلاح طلبش (!؟) به تماشا نشستیم٬ یادداشتی کوتاه نوشتم به امید آنکه: از طرف کسانی که حامی خاتمی هستند و یا حداقل از سوی طرفداران سابق اصلاحات و منتقدین فعلی آن - که اکنون دریافته اند٬ سرابی بیش ندیده اند ـ صدایی شنیده شود.
و اکنون ساعاتی بعد از دریافت تصویر صورت خونین و مالین شده یک جوان تبریزی که در جلسه طرفداران خاتمی به این اهانت او اعتراض می کرده و در حضور دوستان خاتمی مانند مجید انصاری و علی عبدالعلی زاده٬ مورد حمله اصلاح طلبانی با مچبند سبز قرار گرفته است٬ یادداشت دوم را می نویسم. این بار خطاب به روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر ایرانی می نویسم ولی نه به امید دریافت پاسخی٬ بلکه ـ صراحتا می گویم ـ به خاطر اینکه بعدها٬ صحبتم از بعدهایی است که دیگر درهای گفتگو بسته شده٬ و انسان آذربایجانی راه حل های دیگری برای حل مشکلات خود یافته است٬ بتوانم بگویم؛ «ما گفتیم ولی شما نخواستید بشنوید.»
در دهها سال گذشته سیستمی برنامه ریزی شده برای تحقیر فرهنگی تورکها٬ لرها٬ عربها و گیلکها و سایر اتنیکهای غیر فارس با هدف یکسانسازی فرهنگی از طرف حاکمیتهای مختلف٬ در جریان بوده و با تکرار مداوم آن سعی در کمرنگ کردن قبح مسأله و تضعیف تدریجی فرهنگها و زبانها داشته اند٬ لذا ارائه توضیحاتی در مورد علت راسیستی بودن مطالب آقای خاتمی خالی از فایده نخواهد بود.
- به مطالب آقای خاتمی توجه کنید: «... و این تخصصش در خواندن روضه یعنی، داستان عروسی حضرت زهرا بود. و خصوصیتش هم این بود و این جور میگفت، خیلی هم میپسندیدن اردبیلیها٬ می خواست نبوغ اردبیلی ها را نشون بده (یکی از حضار: ترک بود - صدای خنده). گفت شبی که حضرت را عروس کردند و میبردند به خانه، حضرت پیامبر جلو جلوی حضرت زهرا حرکت میکرد. در طرف راستش امام حسن، در طرف چپش امام حسین و حضرت خدیجه به سینه میزد (خاتمی با با دست به سینه می زند) که قربان مظلومی تو دخترم بروم. (خندهی حضار). بالاخره اردبیل اینه٬ حالا به من میگن چرا تو ...(نامفهوم).»
- خاتمی ضمن معرفی روضه خوان اردبیلی به عنوان شخصی کم هوش و فاقد شعور منطقی چند بار بر تعمیم این خصوصیت روضه خوان به دیگر اردبیلیها و دیگر تورکها تأکید می کند. خاتمی با گفتن جمله «می خواست نبوغ اردبیلی ها را نشون بده» به طور کاملا آشکار شعور آذربایجانیها را به مسخره گرفته و در پایان تاکید می کند که؛ «بالاخره اردبیل اینه» تا شک و شبهه ای باقی نگذارد که منظورش فقط آن روضه خوان کذائی نیست.
- یکی دیگر از آخوندهای حاضر در جلسه٬ یک جوک دیگر در مورد زنی زناکار تعریف کرده و در پایان می گوید: «یا تورک بود یا رشتی» و به این ترتیب ویدئو تمام می شود بدون آنکه مشخص شود٬ مسابقه جوک گویی و مسخره کردن فرهنگها و زبانها از طرف اصلاح طلبهای معمم و کت و شلوار پوش تا کجا پیش می رود.
- سخنان خاتمی به خاطر توهین به شعور صاحبان زبان و فرهنگ مشخص٬ از مصادیق آشکار تبعیض نژادی و نشانه ای از نقض حقوق بشر است.
- با توجه به صادر شدن این گفتمان آلوده از طرفی کسی که چند سال قبل بالاترین مقام اجرائی کشور ایران بوده و با ادعاهایی همچون اصلاح طلبی و گفتگوی تمدنها رأی میلیونها نفر را به دست آورد٬ خطر ناشی از این تفکر نژادپرستانه بسیار بالاتر و بزرگتر می شود.
* * *
عده ای به هر دلیلی می خواهند که بر این اهانت آشکار سرپوش بگذارند. اگرچه معتقدم٬ در مورد بیشتر آنها دلیل این لاپوشانی این است که چنین گفتمانهای نژادپرستانه را بر علیه تورکها ویا عربها٬ به علت زندگی بلند مدت در فضای راسیستی عادی می بینند٬ با اینحال بگذارید در خوشبینانه ترین حالت فرض کنیم که نگران بهره برداری انتخاباتی حامیان احمدی نژاد از این مسأله هستند و می ترسند که دوباره و چهار سال دیگر شاهد بالاترین حد نقض حقوق بشر در ایران باشند؛ به عبارت دیگر می خواهند در مقابل بدترین نوع تبعیض نژادی و نقض حقوق بشر که از طرف شخص منادی گفتگوی تمدنها صورت گرفته است٬ سکوت کنند که حقوق بشر حفظ شود!
بارها گفته و نوشته ام که موجهای جدید این حرکت ملی - مدنی در آذربایجان٬ بیش از آنکه شبیه یک حرکت سیاسی و یا یک جنبش اجتماعی - ملی باشد٬ مشخصات یک حرکت حقوق بشری را دارد.
فعالان حقوق بشر در سراسر جهان از سویی هیچ قدرت نظامی و یا حتی مالی بزرگی در اختیار ندارند و بنا به طبیعت فعالیت خود در صدد به دست آوردن آن هم نیستند و از سوی دیگر نیک می دانند که بزرگترین ناقضان حقوق بشر یعنی دیکتاتورها و گروههای انحصار طلب سد راه فعالیت آنها خواهند بود٬ ناقضانی که معمولا قدرت و امکانات لازم برای پنهان کردن ردپای خود را دارند٬ مگر اینکه مدافعان حقوق بشر و یا روزنامه نگاران شجاع شواهد نقض حقوق انسانی را بعضا به قیمت جان خود به دست آورند. اما مدافعان حقوق بشر همواره شانس دیگری نیز داشته اند و آن هم زمانی به دست می آید٬ که قدرتهای رقیب چهره اصلی همدیگر را برملا می کنند.
هر چند که گروههای مورد در نظر در این مبحث٬ سیاست یکسانی در خصوص آذربایجان دارند و رقیب هم که باشند٬ همواره برای سرکوب حرکتهای حق طلبانه آذربایجانیها همکاری لازم را داشته اند.
بر همین اساس طبیعی است که هیچ بهانه ای دقت مدافعین حقوق آذربایجانیها را از اصل و ذات مسأله ای که به صورت اهانتی آشکار در مقابل چشمانشان ایستاده است٬ منحرف نخواهد کرد. امیدوارم که این مسأله٬ خصوصا بعد از ماجرای زخمی شدن این جوان تبریزی توسط حامیان خاتمی در ستاد میرحسین موسوی٬ برای آذربایجانیهایی که به خواهش دوستان سیاسی شان و یا هر دلیل دیگری می خواهند راه حلی کدخدا منشانه برای این مسأله پیدا کنند٬ نیز مشخص شده باشد. (شنیده ام که اطرافیان آقای خاتمی در داخل و برخی از گروههای سیاسی در خارج طی تماس با برخی از فعالان آذربایجانی٬ از آنها برای فیصله دادن به این موضوع کمک خواسته اند.)
سید حیدر بیات
شروع کردن مقالهای با این عنوان بسیار سخت است. در زمانی که سر در پیله خود داری و به همه چیز میاندیشی، جز سیاست. به ناگاه چه هولناک خود را در گرداب مییابی. کسانی که به باد شرطه پیک صبا میفرستادند تا کشتی این ملت را به ساحل امنی برسانند و پاسدار حرمت آنان باشند خود باغبان شریک دزد و یار قافلهای بیش نبودهاند و
هر چه بگندد نمکش میزنند
وای به روزی که…
از خاتمی چه چیزها که نیاموخته بودیم: حرمت انسانها، عزت، کرامت و چندین مشت کلمه دیگر که استاد قدرت به این طوطی خوش نام و نشان یاد داده بود تا «به زیر دلق مرقع» چهها نهان دارد و به نام شریفترین اصول انسانی از قبیل فضیلت و اخلاق، کرامت، حرمت، حریت و دموکراسی، پایههای نژادپرستی را در این مرز و بوم استوار گرداند و با یارانی چند از استانهای کویری خویش …
حال که دلق مرقع را باد تکنولوژی آنی به کناری میزند و سیمای واقعی این سمبل اخلاق لحظهای نمایان میشود چه جویها که از اشک دیده و خون دل که نه از تهوع ساده اندیشان و قدیسپرستان پرنمیشود.
تمام جویهای این شهرها پر است. مدینه فاضله دموکراسی و گفتگوی تمدنها امروز بوی عفن استفراغ شهروندان را میدهد. امروز طاعون نژادپرستی بر شهرهای ما چیره شده است.
امروز خاتمی به پایان میرسد، اما فضیلت همچنان بر سر جای خویش ایستاده است. آن فضیلت نیست که فرو میریزد این چشمان ماست که فریب خورده بود. کذابان و منافقان اما، باید مجازات شوند. میرحسین موسوی، کروبی، ابطحی حتی اعلمی باید عذرخواهی کنند. همه آنان که روزی نقد فضیلت را بی عیار زدنی به بازار مسلمین فرستاده بودند، گناهکارند.
*
بسا که یاران دولت نهم در بر افتادن این پرده نقشی داشته باشند. نرد باختن با تاس ملل غیر فارس زبان بخصوص ترکها هنوز پررونق است، اما هیچ کس حتی اگر لیلاج هم زنده شود این بازی را نخواهد برد. این بازی سراسر شکست و فضیحت است. و تنها راه آن قبول حرف و حساب.
و حساب حساب است و کاکا برادر.
نرادان محترم! آقایان!
تا شکست نخوردهاید لختی اندیشه کنید. ممکن است فردا کوزهای منتظر شما باشد. بازگشت از آن کوزه که همان مرگ سیاسی - اجتماعی است برای هیچ کس میسر نخواهد بود.
علیرضا جوانبخت
امروز یک ویدئوی کوتاه را تماشا کردم٬ ویدئوی مهمانی چند آخوند و عده ای کت و شلوار پوش که در جامعه ی سیاسی ایران اصلاح طلب می نامندشان. در این مهمانی محمد خاتمی ـ مشهورترین اصلاح طلب ایرانی و رئیس جمهور سابق ایران ـ با تعریف کردن یک جوک آذربایجانیها را احمق و نفهم معرفی می کند و آخوند دیگری با یک جوک هم تورکها و هم رشتیها را تحقیر می کند (یک تیر و دو نشان).
بعد از تماشای این صحنه شوکه نشدم؛ چون سالها پیش وقتی که آقای خاتمی زبان فارسی را به عنوان میراث مشترک ایرانیان خوانده بود٬ خصوصیات یک فارسگرا را در او دیده بودیم. با اینحال کنجکاو شدم که حامیان او چگونه از این جوک تحقیر آمیز او دفاع خواهند کرد و این بار واقعا شوکه شدم. در سایت بالاترین و یوتیوب کامنتهای دهها ایرانی را دیدم که این ویدئو را «با حال» نامیده و خاتمی را هم به خاطر تعریف این جوک نژادپرستانه مردی «دوست داشتنی» خوانده بودند.
به راستی چه خواهیم کرد؟ روشنفکر ایرانی چه موقع مسئولانه خواهد اندیشید؟ آیا اشخاصی با گرایشهای نژادپرستانه تا ابد خواهند توانست خود را به عنوان بانی گفتگوی تمدنها جا بزنند؟
خردادماه ۱۳۸۵ به خاطر کاریکاتوری در روزنامه دولتی ایران که تورکهای آذربایجان را به سوسک تشبیه کرده بود و در پی تظاهرات گسترده آذربایجانیها حداقل چهار نفر در نقده٬ دو نفر در ارومیه٬ یک نفر در مشکین شهر و عده ای نامعلوم در تبریز با شلیک گلوله های ماموران و یا ضربه باتوم جان خود را ازدست دادند و عده ای دیگر زخمی و یا کور گردیدند. آیا لازم است که توحیدها٬ حسینها٬ همتها٬ عسگرها٬رضاها٬ بهزادها٬ فرهادها٬ جلیلها٬ عیوضها و فرزادهای دیگری کشته شوند تا این مسائل جدی گرفته شود؟ آیا وحید داورپناههای دیگری باید هر دو چشم خود را از دست بدهند؟ فکر می کنید چند کور و علیل و کشته دیگر لازم است تا روشنفکر ایرانی مجاب شود که آذربایجانیها از این تحقیرها بیزارند؟
فکر می کنید این قصه تکراری تا ابد ادامه خواهد یافت؟ که؛
جوان آذربایجانی حق خواندن و نوشتن به زبان مادری را طلب کند و روشنفکر اصلاح طلب همصدا با قاضی دادگاه انقلاب و حتی قبل از او پان تورکیستش بنامد و بعد همان روشنفکر اصلاح طلب وقتی نتواند مطلبی را به دوستش ـ که فرقی نمی کند فارس باشد یا تورک ـ تفهیم کند به او بگوید؛ «حقا که تُرکی!» و دوستان اصلاح طلبش این جمله ی او را بشنوند و انگار نه انگار که یکی از نژادپرستانه ترین جملاتی را که ممکن است در قرن ۲۱ ام به زبان آورده شود٬ شنیده اند٬ و همگی باهم به دوست آذربایجانیشان که می خواهد اعتراض کند٬ با خنده بگویند؛ «بابا تو که متعصب نبودی ٬ بذار یه کم بخندیم» و یکیشان یک «جوک تورکی» بگوید و دوست آذربایجانیشان که نمی خواهد دوستان اصلاح طلب فارسش را از دست بدهد٬ سکوت کند و حتی این سکوت در بهترین حالت باشد و گرنه او هم مجبور شود٬ به خاطر اینکه متعصب نامیده نشود همراه آنها بخندد و این نیز بدترین حالت نباشد و تورک آذربایجانی برای باکلاس نشان دادن خود٬ خود نیز٬ جوکی بگوید و بعد روشنفکر اصلاح طلب در جواب آذربایجانیهای مصممتر بگوید که؛ «من خودم این جوک را از یک تُرک شنیدم» و معترض مصمم هم یقه روشنفکر اصلاح طلب را رها کند و شخص تورکی را که به آذربایجانیها جوک گفته خائن بنامد و روشنفکر اصلاح طلب٬ که توپ را از زمین خود دور کرده٬ با خیال راحت برود و جوکهای جدیدتری پیدا کند ویا بسازد و وقتی هم جوک نمی گوید٬ کلمه «تورک» را بر زبان نراند و «آذری» بگوید و در تمام این مسائل روشنفکر اصلاح طلب گوی سبقت را از بقیه جناحها که انحصار طلب می نامدشان برباید و در باطن فرقی باهم نداشته باشند و ...
بسیاری از بازداشتها و دستگیری شهروندان آذربایجانی در ایران به علت شرکت و یا حتی قصد شرکت در مراسمها و مناسبتهای ویژه آنها٬ همچون مراسم قلعه بابک به مناسبت تولد بابک خرمدین سردار آذربایجانی٬ مراسم سالگرد ستارخان٬ مراسم ۲۱ آذر٬ مراسم روز جهانی زبان مادری و مراسمهای ترحیم نویسندگان٬ شعرا و علمای آنها ... صورت می گیرد. این در حالیست که بیانیه حقوق افراد متعلق به اقليتهای ملی٬ اتنیکی٬ مذهبی و زبانی که طی قطعنامه شماره ۱۳۵/۴۷ مورخ ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲ به تصویب کمیسیون حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیده است٬ صراحتا به حق برگراری مراسمات ویژه به صورت صلح آمیز اشاره کرده است. ادامه گزارش
Fakhteh Zamani
All over the world, ordinary women, men, and children are fighting for the rights of their communities to be recognized. Fakhteh Zamani spoke to MRG about her work in support of Iran’s minorities.
مصاحبه با صدای آمریکا در خصوص علوی های آذربایجان
و دستگیری فعالان آذربایجانی در تبریز، تهران و کرج
Destiny of Azerbaijani Students
and National Activists, Jailed in Iran, Unknown
اولاجاقدير بیر زامان
توركون ده مدرسه سی
مدرسه ده موعلليم / در مدرسه معلم
يئنه دؤيدو اليمدن / باز هم زد به دستم
باشارماديم فارسينی / فارسی را بلد نشدم
ايراد توتدو ديليمدن / از زبانم ایراد گرفت
دئديم: آغا موعلليم / گفتم آقا معلم
وورما، گؤينه دی اليم / نزن دستهایم کبود شد
نه دير آخی گوناهيم؟ / گناه من مگر چیست؟
توركجه دیر منيم ديليم / زبان من تورکی است
ياپيشدي قولاغيمدان / گوشم را گرفت
دئدی: بوراخ توركونو / گفت تورکی را رها کن
او قالدی ائوينيزده / آن در خانه تان ماند
اونوت گئتسين كؤكونو / اصل و نسبت را فراموش کن
اؤيره نمه سن آب – بابا / اگر آب بابا را یاد نگیری
آچاجاقسان الينی / باید دستت را باز کنی
كؤتك يئيه ندن سونرا / بعد این که کتک خوردی
اونودارسان ديلينی / زبانت را فراموش می کنی
سنين هاران توركدور؟ / کجای تو تورک است؟
آذريسن ، آذری / آذری هستی تو آذری
كيم اؤيره ديب دير سنه / که یادت داده
بئله يانليش سؤزلری؟ / این حرفهای غلط را
آخدي گؤزومون ياشی / اشک از چشمانم سرازیر شد
تيتره دی ديل – دوداغيم / لرزید زبان و دهانم
بئله يالان سؤزلره / این حرفهای دروغ را
اينانمادی قولاغيم / باور نکرد گوشهایم
آنام منی اويدورماز / مادرم مرا گول نمی زند
آتام منی آللاتماز / پدرم به من کلک نمی زند
بو سؤزلرين هئچ بيری / این حرفها هیچ کدام
منيم عاغليما باتماز / به عقلم جور در نمی آید
نييه منيم آديمی / چرا اسم مرا
سوروشمايير اؤزومدن / از خودم نمی پرسد
نييه سؤزون دوزونو / چرا حرف راست را
اوخومايير گؤزومدن / نمی خوانَد از نگاهم
هركس يالان دانيشسا / هر کس که دروغ بگوید
آللاهين دوشمانيدير / دشمن خداست
من كی يالان دئميرم / من که دروغ نمی گویم
بو اونون يالانيدير / این دروغِ اوست
لايلای دئييبدير آنام / مادرم لالای می گفت
منه بئشيكده توركجه / در گهواره به تورکی
دانيشميشيق هاميميز / همه حرف زدیم
ائوده – ائشيكده توركجه / به تورکی هم در خانه هم در بیرون
نه دن گرك يازماياق / چرا ننویسیم
ديليميزی كيتابا؟ / زبانمان را در کتاب
مدرسه ده نه اوچون / به چه دلیل در مدرسه
گلمه يك بيز حئسابا؟ / ما را به حساب نیاورند
هئچ عاغليما سيغمايير/ هیچ عقلم قد نمی دهد
نه دير بونون جاوابی / جواب این چیست
سو يئرينه اوخويام / به جای سو
مدرسه ميزده آبی / در مدرسه بگویم آب
يقين كؤتك يئمزديم / مطمئناً کتک نمی خوردم
اوخوسايديم ديليمی / اگر به زبان خودم تحصیل می کردم
گؤينه رتيدن سيخمازديم / از سوزش آن نمی گذاشتم
قولتوغوما اليمی / دستهایم را به بغلم
قوی بؤيويوم بير اؤزوم / بزرگ که شدم
اولاجاغام موعلليم / من هم معلم می شوم
اوندا چوخ ايش گؤره جك / خیلی کارها انجام خواهد داد
بو گون گؤينه ين اليم / این دستهای کبود شده ام
كيلاسيمدان گله جك / طنین کلاس من
ائليميزين اؤز سسی / صدای ایل و تبار خودم
اولاجاقدير او زامان / خواهد بود آن زمان
توركون ده مدرسه سی / برای تورک هم مدرسه ای ...
ONLAR ÖZ QƏLƏMLƏRİNİ İSTƏYİRLƏR
Farscadan tərcümə: Məsiağa Məhəmmədi
آنها
می خواهند قلم خود را داشته باشند
کمکشان کنید
علیرضا جوانبخت قولونجو
(فعال حقوق بشر - سخنگوی آسمک)
نوک حمله نهادهای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران سالها است که نویسندگان و شعرای آذربایجانی را نشانه رفته است. بحثِ سانسور و ممیزی کتاب نیست. با احضارهای وقت و بی وقت از طرف ستاد خبری وزارت اطلاعات٬ تفتیش خانه٬ دستگیری بدون ارائه حکم جلب٬ حبس دراز مدت در انفرادی بدون داشتن وکیل٬ بدون ملاقات با اعضای خانواده و شکنجه های جسمی و روحی قصد پشیمان کردنشان را دارند. و در این مورد آخری هم که به حریم خصوصی شان حمله کرده اند.
نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران شامگاه روز چهارشنبه ۲۰ شهریور با یورش ناگهانی به یک ضیافت افطار در خیابان نواب تهران بدون ارائه حکم جلب اقدام به دستگیری ۱۹ آذربایجانی کردند که پنج تن آنها از شعرا٬نویسندگان و روزنامه نگاران شناخته شده آذربایجان هستند؛ علیرضا صرافی٬ حسن راشدی٬ اکبر آزاد٬ سعید موغانلی (محمدی) و مهدی نعیمی اردبیلی هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می برند. یک هفته بعد از دستگیری هیچکدام از آنها هیچ تماسی ـ حتی تلفنی ـ با خانواده خود نداشته اند. روز یکشنبه ۲۵ شهریورماه به خانم وجیهه فکور، همسر علیرضا صرافی، در مراجعه به دادگاه انقلاب گفته شده که همسرش در سلول انفرادی در اوین به سر میبرد. متین راسخ، بازپرس دادگاه انقلاب، به وی گفته است که همسرش نمیتواند وکیل مدافع داشته باشد. همه آنها به جز علیرضا صرافی قبلا نیز در سلولهای انفرادی زندان اوین در بازداشت موقت به سر برده اند. اکبر آزاد در بازداشتگاههای تبریز و شهرستانهای اهر و تبریز هم نگهداری شده است.
علیرضا صرافی٬ حسن راشدی٬ اکبر آزاد و مهدی نعیمی اردبیلی به عنوان معلم زبان٬ فولکلور و تاریخ ادبیات تورکی آذربایجانی هم مشهور هستند. جوانترین عضو این گروه٬ شاعر و مدیرمسئول نشریه "ساو" مهدی نعیمی علاوه بر دانشگاههای شهر تهران که محل سکونت اوست٬ دعوت دانشجویان آذربایجانی چند دانشگاه دیگر از جمله دانشجویان آذربایجانی دانشگاه کردستان در سنندج را هم قبل کرده بود. خود من سال ۱۳۸۰ ٬هنگامی که در تهران سرباز بودم٬ استقبال بی نظیر دانشجویان آذربایجانی را از کلاسهای گرامر زبان تورکی حسن راشدی و کلاسهای فولکلور و ادبیات شفاهی آذربایجان را که علیرضا صرافی معلمش بود٬ در دانشگاه خواجه نصیر تهران دیده ام. این کلاسها توسط کانون دانشجویی فرهنگی - تحقیقاتی چاغری (چاغریکام) برگزار شده بود.
علیرضا صرافی٬ حسن راشدی ٬ اکبر آزاد از اعضای هیأت تحریریه مجله "وارلیق" هستند که از سالهای اول انتشار آن با این مجله همکاری کرده اند. مجله فرهنگی وارلیق تحت مدیریت و سردبیری پرفسور دکتر جواد هیئت از سال ۱۳۵۸ بطور منظم در تهران و به دو زبان تورکی و فارسی منتشر می گردد. این نشریه در تمام کشورهای تورک زبان شناخته می شود و نقشی اساسی در یکدست کردن نوشتار تورکی با الفبای عربی داشته است.
... و سعید موغانلی اخیرا در یک فستیوال اینترنتی شعر تورکی با نام "قیزیل آلما" مقام نخست را کسب کرده است. او از محبوبترین شاعران جوانان هویت طلب آذربایجانی است. فراز و نشیبهای موسیقی اشعارش (اصوات و مفاهیم) آئینه احساسات و هیجانهای جوان هویت طلب آذربایجانی است. جوانی که آهنگهای "احمد کایا" و "اوزان عاریف" را همزمان گوش میدهد٬ "آتیللا ایلحان" و "ناظم حکمت" را باهم می خواند؛ و چه تضاد شیرینی. موغانلی سر دبیر "یاشماق " است.
مجله ادبی یاشماق٬ ماهنامه توقیف شده "دیلماج"٬ نشریه "یارپاق"٬ مجله وارلیق٬ کتابهای "فرنگیز ایله قیرمیزی دون"٬ "دیلیمیزین ساده قرامئری"٬ "زبان ترکی و موقعیت گذشته و کنونی آن در ایران!"٬ ترکان و بررسی تاریخ، زبان و هویت آنها در ایران"٬ "کثرت قومی و هویت ملی ایرانیان" نمونه جرمهایی است که آنها مرتکب شده اند. ولی آیا آقای دادستان علاقه ای به خواندن مدارک جرمی را که محتویات آن زبان و فرهنگی است که کمر به نابودی آن بسته٬ خواهد داشت. مدرک جرم مهدی نعیمی هم آماده است؛ جزوه های درس گرامر تورکی آذربایجانی را که تهیه کرده است٬ شاگردانش نگهداشته اند. شاگردانی که سالهاست که هفت سالگی را پشت سر گذاشته اند ولی برای اولین بار نوشتن به زبان مادری را می آموزند. بعضی هایشان با همین جزوه ها فرزند هفت و هشت ساله شان را نیز آموزش می دهند.
اینها تنها قلمهای به زنجیر شده آذربایجان نیستند. حمید آرغیش (رستمی) بیش از چهار ماه است در زندان خوی اسیر است. نویسنده مجموعه داستانهای "قارلی ارک" و "و سنین حیکایه لریم ..." طبق حکمی که دادگاه انقلاب خوی صادر کرده٬ باید ۸ ماه دیگر از زندان آزاد شود. اما با این آزادی احتمالی هم اسارت او تمام نخواهد شد زیرا که دادگاه او را به دو سال تبعيد به بيجار و سه سال ممنوعيت نشر آثار نیز محکوم کرده است. " سه سال ممنوعيت نشر آثار " نشانگر این است که مجموعه داستانهای آرغیش هم مدارک جرم سنگینی بوده اند! او روز دوم اسفند ۱۳۸۵ ٬روز جهانی زبان مادری٬ به جرم اینکه قصد داشت در تظاهرات شرکت کند دستگیر شد (به علت تجمع پلیس در خیابانهای خوی و دستگیری دهها تن٬ در آن روز در شهر خوی تظاهراتی صورت نگرفت). حمید آرغیش قصد داشت در تظاهراتی شرکت کند و در آن تدریس به زبان آذربایجانی در مدارس را طلب کند. امیدوارم نویسندگانی که مخاطبانشان مشکل عدم تحصیل به زبان مادری را نداشته اند بتوانند امثال حمید آرغیش را درک کنند. آنها مجبورند به فکر مشکل زبانی مخاطبینشان هم باشند. مگر نه اینکه مخاطب نویسنده دوم هر اثری است؟!
روزنامه نگاران٬ نویسندگان و شاعران آزاده!
کمکشان کنید که قلم خود را باز پس گیرند. حمید آرغیش سالهاست که کتابی منتشر نکرده است. دیلماج ماههاست که منتشر نمی شود. اگر حسن راشدی بخواهد مطلب جدیدی در مورد زبان تورکی و یا بحران هویت جوانان آذربایجانی بنویسد٬ چگونه خواهد توانست؟ و اگر اکبر آزاد بخواهد قصه دیگری از کودکی خود و هر آذربایجانی دیگر را باز نویسی کند؟! وشاید مهدی نعیمی بخواهد با مثالهای قابل فهم تری از قانون هماهنگی اصوات زبان تورکی و تغییرات دیگر جزوات درسی اش را از نو بنویسد... همینطور سعید موغانلی؛ مخاطبانش منتظرند تا تصویری دیگر از کوچه های "دولان با دولان" تبریز بسازد ...
کتابهای و نشریاتشان را هو کم سانسور نمی کردند٬ ولی آنها با زجر قیچی شدن کلماتشان هم ساختند و به نوشتن ادامه دادند. آنها قلمی برای نوشتن می خواهند. کمکشان کنید.
شما که رنج درس خواندن به زبانی دیگر را هفت سال بعد از صحبت کردن به زبان مادریتان چشیده اید! شما باید بهتر درکشان کنید! و یا شمایی که این درد را نداشته اید! لااقل شیرینی خواندن و نوشتن به زبان مادری در سن هفت سالگی را که چشیده اید...!
آنها می خواهند قلم خود را داشته باشند٬ کمکشان کنید.
اطلاعات بیشتر:
http://www.asmek.org/2008/09/blog-post_14.html
http://www.savalansesi.com/2008/05/blog-post_16.html
http://www.adinebook.com/gp/product/9640649171/ref=sr_2_1000_1/118-9044052-9519313
http://www.adinebook.com/gp/product/9640649171/ref=sr_2_1000_1/514-1436833-1040192
http://www.adinebook.com/gp/product/9646741819/ref=sr_2_1000_4/514-1436833-1040192
http://www.adinebook.com/gp/product/9646741991/ref=sr_1_1000_1/514-1436833-1040192
http://www.adinebook.com/gp/product/9649075198/ref=sr_1_1000_3/514-1436833-1040192
http://www.varliq.com/fa/ana_sayfa.cgi
http://www.yashmaq.blogfa.com/
هادی ساعی ورزشکار آذربایجانی
در المپیک پکن برای ایران طلا گرفت
گزارش روز جمعه ۲۴ آگوست ۲۰۰۸ خبرگزاری فارس:
"هادي ساعی، قهرمان ارزنده تكواندو المپيكي چين مدال خود را تقديم به مردم آذربايجان كرد. "
و گزارش روز جمعه ۲۲ آگوست ۲۰۰۸ BBC فارسی:
" با کسب مدال طلا توسط هادی ساعی، ایران در جمع کشورهای فارسی زبان (با کاروانی متشکل از ورزشکاران بیشتر نسبت به این کشورها) بالاتر از تاجیکستان (یک نقره در کشتی و یک برنز در جودو) و افغانستان (یک برنز در تکواندو) قرار گرفت."

ÖNƏRİLƏN MİLLİ SİMBOL
VƏ HƏRƏKƏTÇİLƏR ARASI DİALOQ
Əlirza Quluncu
Güney Azərbaycandakı 2006 May ayaqlanmalarından sonra orta doğu məsələləri ilə ilgilənən bütün güclərin siyasi təhlilləri və bölgənin gələcəyi haqqında baxış tərzləri yüksək dərəcədə dəyişilsə də, güney Azərbaycan milli hərəkəti içərisində dünya ictimaiyyatında ciddiyə alına bilən hər hansı bir təşkilatın ortada olmadığı, örgütlənmə və təşkilatlanma doğrultusunda ciddi bir təşəbbüsün gorünmədiyi, siyasi - milli fəallar arasında təşkilatlanma üçün gərəkən iradə və hərəkətliliyə zəmin olacaq mədəni-siyasi danışıq və dialoqun var olmadığı üçün, ayaqlanmalar və ayaqlanmalardan sonra ortaya çıxan kütlə arası hərəkətliliyin haqq etdiyi qazanc və gətirinin də ortada olmadığı aydın və açıqdır.
Son zamanlarda güney Azərbaycan milli simbolu önərisi ilə birlikdə yayımlanan müraciət, müraciətin izahları və açıqlamaları, müraciət yayımlanandan sonra gündəmdə olan mübahisələr və milli simbolun əleyhinə həmçinin ləhinə olan yazılar, güney Azərbaycan milli hərəkətinin çeşidli fikir və düşüncə sahibləri arasında mübahisə və tənqid üslublarına uyğun bir dialoq və danışığın başlana biləcəyinin çox da çətin və mahal olmadığını göstərmişdir. Təbii ki e-mail qruplarında yayımlanan çamur atma və söyüş içərikli bəzi e-mailləri eləcə də tənqid üslublarına uymayan _ bir düşüncə və fikri tənqid etmək yerinə o düşüncəni ortaya atan və onu qəbul edənlərə cahil və xain kimi sifətləri yaraşdıran _ yazıları istisna tuturuq.
Güney Azərbaycan içərisində bir qrup müstəqil fəallar tərəfindən yayımlanan müraciət güney Azərbaycan ya güney Azərbaycan milli hərəkəti üçün, ən uyğun simbol və ya bayrağı önərdiyini iddia etməməklə birlikdə, belə bir işin mümkün olmadığını da bildirmişdir.
Demokratik bir refrandom üçün gərəkən ortamın yarandığı və ya güney Azərbaycanın bir dövlət və parlamentə sahib olduğu təqdirdə güney Azərbaycan milli bayrağı seçiləcək və bununla seçıləcək bayrağın tərhi hansi bayrağa yaxın olub olmadığı da bəlirlənəcəkdir. Təbii ki bu şərtlərin içərisində seçiləcək bayraq tamamiylə yeni bir tərh də ola bilər. Ancaq hələlik bunun gerçəkləşəcəyi zamanın nə qədər uzaq ya yaxın olduğu haqqında heç bir bilgi və fikrimiz yoxdur. Zatən önərilən tərh yeni olmadığı üçün belə şərtləri tələb etməməkdədir. Yayımlanan müraciətdə güney Azərbaycan ya güney Azərbaycan milli hərəkəti üçün ən uyğun simbol ya bayraq deyil ən uyğun geçici simbol və ya bayraq söz qonusudur. Buna görə önəriyə baxış şəkli də bu əsasda olmalıdır. Elə bu nədənlə "bayrağı parlament seçər", "bayraq böyük bir həmasə içindən çıxar" və bu kimi ifadələri, təklif əleyhinə bir tənqid olaraq dəyərləndirmək mümkün deyildir. Yayımlanan müraciət simbolun geçici olduğunu sadəcə sözdə deyil bəlki önərdiyi tərh və onun təfsiri ilə də açıqca göstərmişdir. Qara ay və səkkiz bucaqlı ulduz ağaracaqdır, şəklində olan net açıqlama da bu gerçəyi isbatlamaqdadır.
1918 tarixində yüksələn bayrağa hər hansı bir alternativ sadəcə yuxarıda vurğulanan şərtlər içərisində sunula bilər. Müraciətdə önərilən tərh ilə bu bayrağın fərqi sadəcə ay və ulduzun rəngindədir. Qara rəngin təfsiri haqqında yazılan ifadələr isə son dərəcə şəffaf və aydındır. Bu ifadələr önərilən tərhin 1918 tarixində yüksələn bayrağa alternativ olma şansını ondan almışdır! ("Bu millətin taleyinə qara rəng soxmayın.", "Bu millətin ay və ulduzunu qaraltmayın" və "Azərbaycan millətini qarabəxt göstərməyə haqqınız yoxdur." şəklində olan duyğusal tənqidlərə cavab vermək niyyətində deyiləm, çünkü bağımsız ölkələrin simbolları və bayraqlarına ötəri baxış və onlarca bağımsız ölkənin bayrağında qara rəngi görmək, yetərli cavabı verməkdədir.)
Yeni planlar və fəallar arası ixtilaflar məsələsi:
Simbol və ya bayraq mübahisəsi ixtilaflara səbəb olur, deyənlərin də sayı az deyildir. Bu irada isə həm özəl olaraq önərilən simbol çərçivəsində həm də genəl şəkildə baxmaq mümkün həm də lazimdir. Bayraq dartışmalarında ixtilaflara səbəb olan ən önəmli amil neçə bayraqlılıq məsələsi olmuşdur. Yayımlanan müraciət bu məsələyə toxunaraq problemi önləmək və əngəlləmək üçün irəliyə doğru əməli addım atmışdır; Müraciət və onun izahlar və açıqlamaları son dərəcə diqqət ilə yazılmış, müraciətin yayılmasından öncə geniş müzakirələr aparılmış və yayılmasından sonra isə verilən tənqidlərə məsələni müdafiə edən çeşidli şəxslər tərəfindən məntiqi və təhlili yazılar yazılmışdır. Bütün bunlar isə yeni bir tərh və planla ortaya çıxmağın nə şəkildə mümkün olduğunu yaxşıca göstərdi. Demək ki belə işlər bilgisayar arxasında oturub və rəngli fontlar ilə e-mail qruplarını doldurmaqla və ya duyğusal yazılarla olmazmış.
Məsələyə geniş baxıldıqda da, ixtilafların çoxalması qorxusu ilə yeni fikirlər və planlara meydan verməmək hərəkətliliyin ən böyük düşmənidir. Yeni fikirləri qadağan etməkdənsə, bəyənmədiyimiz fikirlər ilə qarşılaşdığımızda əsəblərimizi kontrol edib həyəcanlanmamaq daha yaxşıdır. Tənqid və təxrib arasındakı sınırın qıldan incə olduğunu desələr də bizim əsas problemimiz, tənqid və təxribi bir birlərindən səçə bilməmək deyildir, deyə inanıram. Bir şəxs və ya qrupun əməli və ya yazısını tənqid etmək yerinə onun əleyhinə ittihamlar irəli sürmək və çamur atmağın tənqid olmadığı ap-açıqdır.
Bir önəmli məsələ daha var; Yeni fikirləri, ixtilaf salırlar, deyə qadağan etmək hərəkət içrə danışıq və dialoq yolunu qapatmaqdadır. Yeni fikirlərin ortada olması _ onların doğru olub olmadıqlarına baxmayaraq _ hər zaman milli hərəkətimizin inkişafı və gəlişməsi üçün lazimdir. Hərəkətimizin xeyrinə olan heç nəyi qadağan etməyə ehtiyacımız yoxdur. Ehtiyacımız olan hərəkətimizi gəlişdirmək və hərəkətçilər arası siyasi-mədəni dialoqların genişlənməsi üçün sağlam və demokratik ortamı qurmaqdır.
Son olaraq güney Azərbaycan milli simbolu təklifini və önərilən ay və ulduzu qara rəngdə olan tərhi qəbul etdiyimi bildirməklə bərabər, demokratik yanaşmağın müxalif və ya müvafiq olma məsələsindən daha önəmli olduğunu vurğualayıram. İnsanlara bir fikir və düşüncəni zorla qəbul etdirmək heç yerdə doğru olmadığı kimi bizim hərəkətdə də doğru deyildir. Bu gerçəyin önərilən simbolu qəbul edənlər və etməyənlər tərəfindən diqqətə alınacağını arzu edirəm. / August 05, 2008
اؤنريلن ميللی سيمبول
و حرکتچیلر آراسی ديالوق
علیرضا قولونجو
گونئی آذربايجانداکی ۱۳۸۵ خرداد آياقلانمالاريندان سونرا اورتادوغو مسئلهلری ايله ايلگیلهنن بوتون گوجلرين سياسی تحليللری و بؤلگهنين گلهجهیی حاقيندا باخيش طرزلری يوکسک درجهده دَييشيلسه ده، گونئی آذربايجان ميللی حرکتی ايچريسينده دونيا ايجتيماعياتيندا جيديه آلينا بيلن هر هانسی بير تشکيلاتين اورتادا اولماديغی، اؤرگوتلنمه و تشکيلاتلانما دوغرولتوسوندا جيدی بير تشبوثون گؤرونمهدییی، سياسی - ميللی فعاللار آراسيندا تشکيلاتلانما اوچون گرهکن ايراده و حرکتلیلیيه زمين اولاجاق مدنی-سياسی دانيشيق و ديالوقون وار اولماديغی اوچون، آياقلانمالار و آياقلانمالاردان سونرا اورتايا چيخان کوتله آراسی حرکتلیلیيین حاق ائتديیی قازانج و گتيرينين ده اورتادا اولماديغي آيدين و آچيقدير.
سون زامانلاردا گونئی آزربايجان ميللی سيمبولو اؤنريسی ايله بيرليکده ياييملانان موراجيعت، موراجيعتين ايضاحلاری و آچيقلامالاری، موراجيعت ياييملاناندان سونرا گوندمده اولان موباحيثهلر و ميللی سيمبولون عليهينه همچنين لهينه اولان يازيلار، گونئی آذربايجان ميللی حرکتینين چئشيدلی فيکير و دوشونجه صاحيبلری آراسيندا موباحيثه و تنقيد اوسلوبلارينا اويغون بير ديالوق و دانيشيغين باشلانا بيلهجهیینین چوخ دا چتين و ماحال اولماديغينی گؤسترميشدير. طبیعي کي ای-میل قروپلاريندا ياييملانان چامور آتما و سؤيوش ايچهريکلی بعضي ای-ميللری ائلهجه ده تنقيد اوسلوبلارينا اويمايان _ بير دوشونجه و فيکری تنقيد ائتمک يئرينه او دوشونجهنی اورتايا آتان و اونو قبول ائدنلره جاهيل و خايین کيمی صيفتلری ياراشديران _ يازيلاری ايستيثنا توتوروق.
گونئی آذربايجان ايچريسينده بير قروپ موستقيل فعاللار طرفيندن ياييملانان موراجيعت گونئی آذربايجان يا گونئی آذربايجان ميللی حرکتی اوچون ان اويغون سيمبول و يا بايراغي اؤنردییینی ايديعا ائتمهمکله بيرليکده، بئله بير ايشين مومکون اولماديغينی دا بيلديرميشدير.
دئموکراتيک بير رئفراندوم اوچون گرهکن اورتامين يارانديغی و يا گونئی آذربايجانين بير دؤولت و پارلامئنته صاحيب اولدوغو تقديرده گونئی آذربايجان ميللی بايراغي دا سئچيلهجک و بونونلا سئچيلهجک بايراق طرحینین هانسی بايراغا ياخين اولوب اولماديغی دا بليرلنهجکدير. طبیعی کی بو شرطلرين ايچريسينده سئچيلهجک بايراق تامامييله يئنی بير طرح ده اولا بيلر. آنجاق هلهليک بونون گئرچکلشهجهیی زامانين نه قدر اوزاق يا ياخين اولدوغو حاقيندا هئچ بير بیلگی و فيکريميز يوخدور. ذاتا اؤنريلن طرح يئنی اولماديغی اوچون بئله شرطلری طلب ائتمهمکدهدير. ياييملانان موراجيعتده گونئی آذربايجان يا گونئی آذربايجان ميللی حرکتی اوچون ان اويغون سيمبول يا بايراق دئييل ان اويغون گئچيجی سيمبول و يا بايراق سؤز قونوسودور. بونا گؤره اؤنریيه باخيش شکلی ده بو اساسدا اولماليدير. ائله بو ندهنله " بايراغی پارلامئنت سئچر " ، " بايراق بؤيوک بير حماسه ايچيندن چيخار " و بو کيمی ايفادهلری، تکليف عليهينه دوغرو بير تنقيد اولاراق دهيرلنديرمک مومکون دئييلدير. ياييملانان موراجيعت سيمبولون گئچيجی اولدوغونو سادجه سؤزده دئييل بلکی اؤنرديیی طرح و اونون تفسيری ايله ده آچيقجا گؤسترميشدير. قارا آی و سککيز بوجاقلی اولدوز آغاراجاقدير، شکلينده اولان نئت آچيقلاما دا بو گئرچگي ايثباتلاماقدادير.
۱۹۱۸ تاريخينده يوکسلن بايراغا هر هانسي بير آلتئرناتيو سادجه يوخاريدا وورغولانان شرطلر ايچريسينده سونولا بيلر. موراجيعتده اؤنريلن طرح ايله بو بايراغين فرقی سادجه آی و اولدوزون رنگينده دير. موراجیعتده قارا رنگين تفسيری حاقيندا يازيلان ايفاده لر ايسه سون درجه شفاف و آيديندير. بو ايفاده لر اؤنريلن طرحين ۱۹۱۸ تاريخينده يوکسلن بايراغا آلتئرناتيو اولما شانسينی اوندان آلميشدير! ("بو ميلتين طالعينه قارا رنگ سوخمايين."، " بو ميلتين آي و اولدوزونو قارالتمايين " و " آذربايجان ميلتيني قارابخت گؤسترمه يه حاقينيز يوخدور. " شکلينده اولان دويغوسال تنقيدلره جاواب وئرمک نيتينده دئييلم، چونکو باغیمسیز اؤلکه لرین سیمبوللاری و بایراقلارینا اؤتری باخيش و اونلارجا باغيمسيز اؤلکه نين بايراغيندا قارا رنگی گؤرمک، يئترلي جاوابی وئرمکده دير.)
يئنی پلانلار و فعاللار آراسی ايختيلافلار مسئلهسی:
سيمبول و يا بايراق موباحيثهسی ايختيلافلارا سبب اولور، دئينلرين ده سايی آز دئييلدير. بو ايرادا ايسه هم اؤزل اولاراق اؤنريلن سيمبول چرچيوه سينده هم ده گئنل شکيلده باخماق مومکون هم ده لازيمدير. بايراق دارتيشمالاريندا ايختيلافلارا سبب اولان ان اؤنملی عاميل نئچه بايراقليليق مسئله سی اولموشدور. ياييملانان موراجيعت بو مسئله يه توخوناراق پروبلئمی اؤنلهمک و انگللهمک اوچون ايرهلییه دوغرو عملی آدديم آتميشدير؛ موراجيعت و اونون ايضاحلار و آچيقلامالاری سون درجه ديقت ايله يازيلميش، موراجيعتين ياييلماسيندان اؤنجه گئنيش موذاکيره لر آپاريلميش و ياييلماسيندان سونرا ايسه وئريلن تنقيدلره مسئلهنی مودافيعه ائدن چئشيدلی شخصلر طرفيندن منطيقی و تحليلی يازيلار يازيلميشدير. بوتون بونلار ايسه يئنی بير طرح و پلانلا اورتايا چيخماغين نه شکيلده مومکون اولدوغونو ياخشيجا گؤستردی. دئمک کی بئله ايشلر بيلگیسايار آرخاسيندا اوتوروب و رنگلی فونتلار ايله ای-ميل قروپلارينی دولدورماقلا و يا دويغوسال يازيلارلا اولمازميش.
مسئلهيه گئنيش باخيلديقدا دا، ايختيلافلارين چوخالماسی قورخوسو ايله يئنی فيکيرلر و پلانلارا مئيدان وئرمهمک حرکتليلییين ان بؤيوک دوشمنيدير. يئنی فيکيرلری قاداغان ائتمکدهنسه، بَينمهديیيميز فيکيرلر ايله قارشيلاشديغيميزدا عصبلريميزی کونترول ائديب هيجانلانماماق داها ياخشيدير. تنقيد و تخريب آراسينداکی سينيرين قيلدان اينجه اولدوغونو دئسه لرده بيزيم اساس پروبلئميميز، تنقيد و تخريب بير بيرلريندن سئچه بيلمهمک دئييلدير، دئيه اينانيرام. بير شخص و يا قروپون عملی و يا يازيسينی تنقيد ائتمک يئرينه اونون عليهينه ايتتيهاملار ايرهلی سورمک و چامور آتماغين تنقيد اولماديغي آپ-آچيقدیر.
بير اؤنملی مسئله داها وار؛ يئني فيکيرلری، ايختيلاف ساليرلار، دئيه قاداغان ائتمک حرکت ايچره دانيشيق و ديالوق يولونو قاپاتماقدادير. يئني فيکيرلرين اورتادا اولماسی _ اونلارين دوغرو اولوب اولماديقلارينا باخماياراق _ هر زامان ميللی حرکتيميزين اينکيشافی و گليشمهسی اوچون لازيمدير. حرکتيميزين خئيرينه اولان هئچ نهيی قاداغان اتمه يه احتيياجيميز يوخدور. احتيياجيميز اولان حرکتيميزی گليشديرمک و حرکتچيلر آراسی سياسی-مدنی ديالوقلارين گئنيشلنمهسی اوچون ساغلام و دئموکراتيک اورتامی قورماقدير.
سون اولاراق گونئی آذربايجان ميللی سيمبولو تکليفينی و اؤنريلن آی و اولدوزو قارا رنگده اولان طرحی قبول ائتديیيمی بيلديرمکله برابر، دئموکراتيک ياناشماغين موخاليف و يا موافيق اولما مسئله سيندن داها اؤنملی اولدوغونو وورغواييرام. اينسانلارا بير فيکير و دوشونچه ني زورلا قبول ائتديرمک هئچ يئرده دوغرو اولماديغی کيمی بيزيم حرکتده ده دوغرو دئييلدير. بو گئرچهیين اؤنريلن سيمبولو قبول ائدنلر و ائتمهينلر طرفيندن ديقته آليناجاغينی آرزو ائديرم.
Iran Still Pursues Turks Abusing Policy – Human Rights Activist
İranda türklərin təhqir olunması siyasəti davam etdirilir- hüquq müdafiəçisi
دادگاه ويژه روحانيت در قم، حجت الاسلام عبدالعزيز عظيمی قديم، روحانی آذربايجانی، را به يک سال حبس تعزيری محکوم کرد. کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان، آسمک، اين روحانی را يک فعال هويت طلب آذربايجانی خوانده و گزارش داده که در فروردين ۱۳۸۴ توسط دادگاه ويژه روحانيت به اتهام «اهانت به حيثيت روحانيت» به ۱۰ سال محروميت از پوشيدن لباس روحانيت محکوم شد، اما وی اين حکم را اجرا نکرد و به دليل تخلف از حکم و پوشيدن لباس روحانيت، محاکمه و به تحمل ۹۱ روز حبس محکوم شد. حجت الاسلام عظيمی قديم، همچنين روز ۱۴ مردادماه سال ۱۳۸۴، هنگام شرکت درمراسم گراميداشت سالروز مشروطيت که درکنار مزار باقرخان، سالار ملی، برگزار شده بود، بازداشت و بعد از حدود سه ماه با قرار وثيقه از زندان آزاد شد. بر اساس اين گزارش، اين فعال آذربايجانی در سال ۱۳۸۵به مدت شش ماه در تبريز زندانی بوده است. عليرضا جوانبخت، عضو کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان، آسمک،به راديو فردا گفت:«ايشان به اتهاماتی چون تحريک مردم آذربايجان در سخنرانی های خود، به ويژه در مراسمی که در کنار مزار ستارخان، سردار ملی، در شهر ری، انجام داد، و يا مصاحبه های تلويزيونی با شبکه های خارج از کشور و يا تبليغات در شهرهای آذربايجان، از جمله اردبيل، متهم شده بود.» در ارتباط با همين اتهامات، آقای عظيمی قديم به خلع لباس روحانيت به مدت ۱۰ سال محکوم شده بود. تازه پس از اين ۱۰ سال، دادگاه ويژه روحانيت بايد نظر می داد که ايشان می تواند دوباره لباس روحانيت را بر تن کند يا نه. اما آقای عظيمی قديم هيچ وقت اين حکم را قبول نکرد و حکم جديد به خاطر تخطی وی از حکم قبلی صادر شد. ارزيابی آقای عظيمی قديم از حکمی که عليه او صادر شده است، چيست؟ آقای عظيمی قديم خلع لباس روحانيت را قبول ندارد و می گويد هيچ جرمی را که باعث شود از کسوت روحانيت دربيايد و به مدت ۱۰ سال نتواند لباس روحانيت را بپوشد، انجام نداده است. ضمن آنکه وی می گويد هيچ اقدامی که شان روحانيت را پايين بياورد، انجام نداده است. آخرين وضعيت پرونده آقای عظيمی قديم چگونه است؟ آيا دادخواست تجديد نظر کرده است و وکيل مدافع او اقدامی را در اين جهت انجام داده است؟ آقای عظيمی قديم ۲۰ روز مهلت دارد تا درخواست تجديد نظر در حکم خود را به دادگاه تسليم کند. طبق گفته آقای عظيمی، مراجعه اش به وکيل ناموفق بوده است و تاکنون چند وکيلی که او به آنها مراجعه کرده است، وکالت او را قبول نکرده اند. با اين همه، آقای عظيمی قديم قصد دارد با گرفتن وکيل، به حکم صادر شده اعتراض کند. دليل خودداری اين وکلای مدافع از پذيرفتن وکالت آقای عظيمی قديم چه بوده است؟ اين امر در مورد بسياری از فعالان آذربايجانی قبلا هم اتفاق افتاده است. حتی دو سال قبل، در خرداد ۱۳۸۴، در شهر نقده هم چنين اتفاقی افتاد و هيچ وکيلی در آذربايجان غربی حاضر به برعهده گرفتن وکالت آنها نشد و يا اصولا به آنها اجازه ندادند که اين وکلا، وکالت خانواده چهار جان باخته حوادث چهارم خرداد ۱۳۸۴ را بر عهده بگيرند، اما در مورد آقای عظيمی قديم، اطلاع دقيقی ندارم. http://www.radiofarda.com/Article/2008/02/06/f1_azimighadim.html